محمد الريشهري

549

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

ما به همراه پيامبر خدا به عيادت او رفتيم . ابو بكر و عمر هم در آن جمع بودند . چون بر او در آمديم ، ديديم همان گونه است كه به ما گفته شده بود . پيامبر خدا فرمود : " حالت چگونه است ؟ " . گفت : هرچه مىخورم ، دفع مىكنم . فرمود : " چرا به اين روز افتادى ؟ " . گفت : اى پيامبر خدا ! روزى به تو برخوردم . مشغول خواندن نماز مغرب بودى و من هم به تو اقتدا كردم و سوره " قارعه . چيست قارعه " تا آخرش " آتشى است سوزنده " را قرائت مىكردى . من گفتم : خدايا ! اگر گناهى دارم كه به واسطه آن ، مرا در آخرت عذاب خواهى كرد ، كيفر آن را در همين دنيا به من بچشان . اين بلا بر من آمد كه مىبينى . پيامبر خدا فرمود : " بد چيزى گفته‌اى . چرا از خدا درخواست نكردى كه در دنيا و در آخرت به تو نيكى دهد و از عذاب آتش ، نگاهت دارد ؟ ! " . پس ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله به او فرمود كه اين گونه دعا كند . آن مرد هم چنان دعا كرد و پيامبر صلى اللّه عليه و آله نيز همين گونه دعا كرد . او سرِحال شد و از جا برخاست ، چنان كه گويى بند از پايش باز شده باشد . 3887 . امام زين العابدين عليه السلام : پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " آيا به شما خبر دهم از چيزى كه خير دنيا و آخرت به آن است ، و هر گاه ناراحت و اندوهگين شديد ، با آن خدا را بخوانيد و خداوند ، غم و رنج شما را مىزدايد ؟ " . گفتند : بگو ، اى پيامبر خدا ! فرمود : " بگوييد : " جز خداى يكتا كه پروردگار ماست ، خدايى نيست و ما هيچ گونه به وى شِرك نمىورزيم " . سپس ، هر دعايى كه خواستيد ، بكنيد " .